مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
900
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
چون معاويه به حج رفت ، حسن و حسين و ابن عباس نزد او رفتند و از او خواستند تا آنچه را كه بديشان قول داده و ضمانت كرده وفا كند . معاويه بديشان گفت : « اى بنى هاشم ! آيا شما را همين بس نيست كه از خون شما در مىگذرم با اينكه شمايان كشندگان عثمانيد ؟ » و از آنچه در آن نامه آمده بود ، هيچ چيز بديشان نداد . وفات حسن بن على رضى الله عنهما حسن در سال چهل و نهم هجرت در سن چهل و هفت سالگى [ 1 ] وفات يافت و در سبب مرگ او اختلافى است . بعضى گويند كه به هنگام طواف با سرنيزهء زهرآلود به پايش زدند و بعضى گويند كه معاويه به جعده دختر اشعث بن قيس دسيسه كرد كه حسن را مسموم كند تا او را به همسرى پسرش يزيد درآورد و او حسن را مسموم كرد و كشت و معاويه گفت : « يزيد در نظر ما چنين و چنان است ، چگونه شايستهء اوست كسى كه شايستهء فرزند پيامبر خدا نباشد » و به جاى آن صد هزار درهم به او داد . و به روزگار معاويه ، عايشه درگذشت و همچنين ام سلمه و ابو هريره و سعد بن ابى وقاص و عبد الله بن عمر و ابو ايوب انصارى ، در قسطنطنيه ، و معاويه بر شيعهء على چشم دوخته بود كه ايشان را بكشد هر كجا بيابد . در ميان كسانى كه كشت حجر بن عدى و عمرو بن حمق را كشت و سعيد بن مسيّب گويد : معاويه نخستين كسى است كه قضاء پيامبر را دگرگون كرد و نخستين كسى است كه نشسته خطبه خواند چرا كه وى مردى فربه و بزرگ شكم بود و نخستين كسى است كه خطبه را بر نماز [ 2 ] مقدم داشت از بيم اينكه مردم پيش از آنكه سخنانش را بشنوند پراكنده شوند و معاويه مرد و اموالى كه از خواستههاى كسرى و قيصر اندوخته بود پنجاه هزار هزار درهم بود .
--> [ 1 ] مؤلف در پايان فصل قبل ، وفات حسن بن على ( ع ) را در چهل و هفت هجرى نوشته و ابن قتيبه در الامامة و السياسة ، ص 159 به سال 51 نوشته و سيوطى در تاريخ الخلفا سال 49 و 50 و 51 را نقل كرده است . رك : تاريخ الخلفا ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد ، قاهره 1952 ، ص 192 . گويا روايت صحيح كه مورخين شيعه بر آناند همان 49 است كه يعقوبى هم ذكر كرده است . ر ك : تاريخ يعقوبى ، چاپ نجف ، ج 2 ، ص 200 [ 2 ] در حاشيه با خط جديدى افزوده شده : و نماز عيد ، و اگر نه بر نماز جمعه كه مقدم هست .